باید برای استحکامش وقت زیادی میگذشتم، برای من همیشه مهم این بود که بتوانم قوی عمل کنم، منتها باید بپذیریم نقش سن و میزان و مقدار تجربه بسیار مهم است. درست مثل معماری تازه کار است و فرق می کند ساخت و ساز او با یک بنا یا یکمعماری که تجربه های طولانی دارد. آشپزخانه محل توزیع غذا بود اما کاملاً مشخص بود میتوان از آن به عنوان عرضهاندام
قدرت استفاده کرد سعی کردم در کوتاه مدت با سرآشپز ها که میتوانستند در لحظات
سخت مرا کمک کنندرفاقت برقرار کنم. امروز همانطور که گفتم بیش از ربع قرن از آن روزگار می گذرد و دقیقاً نمی دانمکدام یک از آن عزیزان در قید حیات هستند شکل و شمایلش آن کاملاً یادم می آید اما اسمشان در مسیر جبر زمانه جوری بایگانی شده که نمی توانم بیرونشان بیاورم درست مانند کتابی که زیر ده یا صدها کتاب حبس شده مانده و گرچه گوشه های آنرا میبینی اما نمی توانی آنرا بیرون بکشی در هر حال بچه ها متوجه شدند من مدیر توزیع غذا یا به قول سربازها دژبان غذا شدم. آشپزخانه کریدور قدرت بود و می دانستم یکی از سه ضلع ق لوکومتیو زندگی من...
ما را در سایت لوکومتیو زندگی من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 81
تاريخ: دوشنبه
5 ارديبهشت
1401 ساعت: 14:36